رقص آن باشد کز دو جهان برخیزی

استاندارد

بازگشت به دنیای وبلاگ نویسی بعد از نزدیک شش سال دوری از این فضا

احساس می کنم آبستن نوشته هایی هستم که نیاز است آنها را زمین گذاشت,نوشت هایی که می آیند و من توان سرکوب میلادشان را ندارم .

زمین مادر همه ی دردها,خوشی ها و مکان و زمان ماست

اینجا زمینی ست که کودک خیال من آزادانه در آن قدم خواهد زد,بی هیچ پرده و نقابی

که البته زندگی ما همه پرده و نقاب است!

مشخصا برای بار دیگر نوشتن را شروع کرده ام

در زمینی

برای نوشتن از دردی که درد نبود

دردی که حیات ما بود و هست هرچند دردش خواندند.

«رقص آن نبود که هر زمان برخیزی بیدرد چو گرد از میان برخیزی

رقص آن باشد کز دو جهان برخیزی دل پاره کنی ور سر جان برخیزی»